پخش زنده
امروز: -
امروز، سی و هشت سال از پرواز فرماندهای سبز قامت میگذرد که مطیع امر ولایت بود و تمام دوران زندگی اش رزمگاه شرف و شهامت و دیانت بود.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، مرکز اصفهان ؛ «به خدا اگر دست راستم را هم قطع کنید. دست از حمایت از دینم بر نمیدارم.» در جبههها او را به علمدار میشناختند فرماندهای با آستین خالی ِ دست راستش و رخساری ریز نقش و تبسمی که همیشه مهمان چهره اش بود. سرداری عاشق گمنامی که تواضع را به معنای کلمه در عمل به همگان نشان داده بود.
سیری در زندگی شهید خرازی
حسین خرازی ۱۳۳۶ خورشیدی در یکی از محلههای قدیمی اصفهان زمینی شد. او در ۱۳۵۵ خورشیدی برای انجام خدمت وظیفه عمومی به مشهد رفت و همزمان با گذراندن دوران خدمت نظام وظیفه در محافل مذهبی به مطالعه علوم قرآنی پرداخت و در سال ۱۳۵۷ خورشیدی پس از صدور فرمان امام خمینی (ره)مبنی بر فرار سربازان از پادگانها وی نیز فرار کرد و به صفوف انقلابیون پیوست.
او پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کمیته دفاع شهری اصفهان پیوست و به سبب آشنایی اش با تجهیزات نظامی به مسوولیت اسلحه خانه کمیته منصوب شد.
در پاییز ۱۳۵۸ خورشیدی برای مبارزه با ضد انقلاب به همراه چند تن دیگر از اعضای سپاه استان به گنبد و بندر ترکمن رفت و سپس هنگامی که در کردستان، گروههای ضد انقلاب اسلامی دست به آشوب زدند، او به پاوه رفت و سپس در آزادسازی سنندج از دست گروهک ضد انقلاب نقش موثری ایفا کرد.
بنابرگفته سردار محسن رضایی، «شهید خرازی در اوج درگیریهای کردستان به آنجا رفت. وی در تسخیر شهرهای دیگر کردستان از قبیل دیوان دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت نقش موثری ایفا کرد.» (محسن رضایی ۱۵ آذر ۱۳۹۴)
دلاورمردیهای فرمانده در دفاع مقدس
در آغازین ماههای جنگ تحمیلی از کردستان به جبهههای جنوب آمد و از طرف سردار رحیم صفوی به فرماندهی منطقه عملیاتی دارخوئین منصوب شد.
با انتخاب او تحول بزرگی در جبهه دارخوئین روی داد. وی برای جلوگیری از نفوذ دشمن جوی آبی را در نزدیکی کارون به همراه نیروهای تحت امر خود به یک خاکریز تبدیل کرد و این نخستین خط دفاعی منطقه بود که به خط شیر معروف شد.
با انجام این عملیات هسته اصلی تیپ امام حسین (ع) شکل گرفت و این عملیات زمینه ساز عملیات بزرگ ثامن الائمه و عملیاتهای دیگر شد.
در عملیات مولای متقیان (ع) رزمندگان تیپ امام حسین (ع) حماسه بزرگی آفریدند و در ۱۴ روز به سختی مقاومت کردند.
همچنین یگان تحت امر او در عملیات بیتالمقدس، جزو اولین لشکرهایی بود که به جاده اهواز – خرمشهر رسید و در آزادسازی خرمشهر نیز سهم به سزایی داشت. شهید صیاد شیرازی در سخنانی به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر گفته بود: «در قرارگاه صدای شهید خرازی را از بی سیم شنیدیم که میگفت اجازه بدهید با یک گردان وارد خرمشهر شویم، اما به وی گفتیم، مگر میشود با یک گردان با چند لشکر روبهرو شد. به هر صورت او اصرار میکرد، ناخودآگاه به او اجازه دادیم، پس از ساعتی دوباره وی با بی سیم گفت، عراقیها تسلیم شدند و ما باورمان نمیشد، زیرا واقعا این کار باورکردنی نبود که انجام دادند.»
شهید خرازی از آن پس در عملیات مختلف همچون «رمضان»، «والفجر مقدماتی»، «والفجر چهار» و «خیبر»، در سمت فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین (ع) رشادتهای بسیاری از خود نشان داد و در عملیات «خیبر» نیز یک دست او در اثر اصابت ترکش قطع شد. همچنین در عملیات «والفجر هشت» لشکر امام حسین (ع) تحت فرماندهی شهید خرازی، لشکر گارد ریاست جمهوری عراق را به تسلیم وا داشت و پیروزیهای چشمگیری را در منطقه فاو و کارخانه نمک که جزو پیچیدهترین مناطق جنگی بود، به دست آورد.
خورشید درخشان شلمچه
سرانجام، کربلای ۵ سکوی پرواز او شد. سه سال قبلش، درست در همین روزها دست راستش را در عملیات خیبر جا گذاشته بود. سی بار در عملیاتهای مختلف از حاج عمران تا کربلای ۴ زخمی ترکشها شده بود. قبل از عملیات والفجر ۸ و تصرف فاو در سخنانی برای غواصهایی که میخواهند از آب عبور کنند گفته بود: «به شما بگویم در طلاییه سال ۶۲ که دست من قطع شد، من درد را احساس نکردم. پای منبرها شنیدید که یاران امام حسین (ع)، شمشیر و نیزه و تیر که بهشان میخورد درد را احساس نمیکردند؛ و الله در طلاییه درد را احساس نکردم» و یکمرتبه در همین لحظه حالتش دگرگون شد و گفت: «الهی استغفرالله، من نمیخواستم این حرفها را برایتان بزنم.»
حسین خرازی پس از عملیات کربلای پنج برای دیدار با خانواده به اصفهان آمد، اما پس از چند روز دوباره به جنوب احضار شد و در هشتم اسفند ۱۳۶۵ خورشیدی در منطقه عملیاتی شلمچه و نهرجاسم در منطقه عمومی عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید.
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب این فرمانده بزرگ را این گونه توصیف کردهاند «او سردار رشید اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت بود که با ذخیرهای از ایمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانهروزی برای خدا و نبرد بیامان با دشمنان اسلام، در آسمان شهادت پرواز کرد»؛
و سردار شهید حاج قاسم سلیمانی هم حاج حسین را اینگونه معرفی کرد: «حسین سرلشکر نبود، حسین سرتیپ نبود، حسین حکم مسئولیت نداشت. حسین را کسی نیامد بر لشکر معرفی کند. حسین، خود معرّف لشکر بود. اینقدر حجم تبعیت و اطاعت نسبت به او وجود داشته باشد. حسین یک عارف بود. حسین وقتی حرف میزد، اول به خودش جسارت میکرد بعد حرف میزد، خودش را کوچک میکرد. حسین بنیانگذار بود.»
و این سفارشی طلایی فرماندهی شهید را نه امروز که سالروز شهادتش هست که در تمام عمر بیاد داشته باشیم و بدن عمل کنیم: " همواره سعیمان این باشد که شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راهشان، راه انبیاست ما لشکر امام حسینیم، حسینوار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد. "